محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
334
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نساخته است و بلكه دليل حرمت آن پيامدهايش است . بنابراين هر نوشيدنى كه تاثيرات خمر را داشته باشد ، مانند آن حرام است . » « 1 » ( و السّحت بالهديّة ) منظور از « سحت » در اينجا هرگونه مال حرام مانند رشوه است كه تغيير نام آن به هديه در حكم حرمت آن تاثير نمىگذارد . ( و الرّبا بالبيع . . . ) راههاى فراوانى براى فرار از ربا در پيش گرفته مىشود كه نوعى فريبكارى است . براى نمونه ، برخى كالايى را به مبلغى نقدا مىخرند و سپس آن را به صورت اقساطى به فروشنده نخست مىفروشند و به اين صورت ، اضافه مبلغى را دريافت مىكنند و در اين كار تنها قصد گرفتن ربا را دارند . اين نوع معاملات بدون شك تابع قصد و نيت طرفين بوده و حرام است . خداوند كه كودك نيست تا بتوان او را فريفت : « منافقان با خدا نيرنگ مىكنند و حال آنكه او با آنان نيرنگ خواهد كرد و چون به نماز ايستند با كسالت برخيزند و با مردم ريا مىكنند و خدا را جز اندكى ياد نمىكنند . » « 2 » ( أبمنزلة ردّة أم بمنزلة فتنة فقال بمنزلة فتنة ) فرق بين فتنه و ارتداد روشن است و همانند فرق بين فسق و كفر است . هركس شهادتين بر زبان آرد ، در زمره مسلمانان به شمار مىرود و همه احكام ارث و نكاح و . . . بر او پياده مىشود ؛ هرچند انسانى فاسق يا منافق باشد . ارتداد تنها در صورت اعلان كفر يا انكار يكى از ضروريات دين مانند وجوب نماز و روزه و تحريم زنا
--> ( 1 ) . التهذيب : 9 / 112 ح 486 ؛ الكافى : 6 / 412 ح 2 . ( 2 ) . إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا نساء / 4 : 142 .